الميرزا عبد الله أفندي الأصبهاني ( مترجم : ساعدي )
171
رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي )
شويد تا خداى متعال از بركات ولايت شما ، جايگاه وسيعى در بوستانهاى بهشت به من عنايت فرمايد . و او را به آرزويش نايل سازد ، تا بتواند در سرزمين طوس به زيارت مرقد مطهر حضرت رضا عليه السّلام شرفياب شود . از سرودههاى اوست به طورى كه به خط يكى از فضلا ديدهام : بحب على تزول الشكوك * و يكفى العذاب و ينفى العثار فاما رايت محبا له * فثم العلو و ثم الفخار و اما رايت عدوا له * ففى اصله خسة و انكسار فلا تعذلوه على فعله * فحيطان دار ابيه قصار هرگونه شكوك و شبههها براثر علاقهمندى به حضرت مولا على عليه السّلام نابود مىشود ، و محبت اوست كه ، از عذابى الهى جلوگيرى به عمل مىآورد و گرد و غبارآلودگى را از مردم مىزدايد . اكنون ، هرگاه يكى از دوستان مولا را ملاقات كردى ، آنجاست كه به حقيقت علو مقام و بخودبالى واقعى خواهى رسيد . و آنجاست كه خواهى ديد ، دشمن او انسانى پستفطرت ، و پا و دست شكسته است . در اين موقع است كه نبايد آن دشمن را بباد شماتت و سرزنش بگيرى ، زيرا ، معلوم مىشود ديوار خانه پدرش كوتاه بوده و پاى بيگانه به آنجا رسيده است . شيخ صدوق رحمه اللّه ، كتاب عيون اخبار الرضا عليه السّلام را براى او تأليف كرد ، و در آغاز آن ، دو چكامه از آثار صاحب را كه به منظور عرض سلام به پيشگاه حضرت رضا عليه السّلام سروده بود ، ( كه يكى از آنها قصيدهء پيشين است ) ايراد فرموده است . چلبى ، در حاشيه مطول مىنويسد : صاحب ، همان اسماعيل بن عباد است كه در مقام وزارت ، با ابن العميد مصاحبت داشته است و پس از درگذشت او ، به مقام وزارت ، فخر الدوله نايل آمد و ملقب به صاحب كافى شد . گويند صاحب ، استاد شيخ عبد القاهر جرجانى بوده و كتب شيخ ، از مطالبى كه از صاحب فراگرفته مشحون است .